خرید بک لینک
نگاهاشنگاهاش اگه دوسمـ نداش چرا گفت داره؟ چرا اینجوری نگام میکنه هنوزمـ ک هنوزه؟ چرا وقتی میخندم نگامـ که بهش میفته میبینمـ میخ شده بهمـ؟ دوستم نداره؟ اصن چــــــــرا نباید داشته باشه؟ پس چرا زود غذاشو و میخورد و میرفت خونشون ؟ اگه داره چرا دوباره نیومد سمتمـ؟ لَعنت ب این غرور لعنتیمـ بعضی وقتا به خودم میبالم که یه دخترم و اگه بخوام میتونم دل خیلیا رو بدست بیارم بدون اینکه خودمو بفروشم هه ولی بعضی وقتاهم مث دیشب که ازتهران برمیگشتیم و "م" تو ماشینمون بود نگاش که میکردم حس بدی داشتم از خودم بدم اومد از اینکه یه آدم مغرور و سنگ عاشقم شد و غرورشو خورد کردم شکستمش لعنت به من زیادی مغرور و خودخوا

برچسب: نویسنده: هستی شاکری تاريخ: يکشنبه 29 مرداد 1396 ساعت: 22:09

ای بابا حوصِلمـ پوکید

نمیدونَم چیکار کنـمـ؟

بخاطر پامـ ن میتونَمـ بِرقصَم

ن میتونَم بِرم بیرون :(

ولی از یه طَرفَمـ یه خوبیایی داره

مامان ازم نمیخواد کاری کنمـ :)

برچسب: тнятɘɘи, نویسنده: هستی شاکری تاريخ: يکشنبه 29 مرداد 1396 ساعت: 22:09

نمیدونم چرا قرار نیس این قضیه تموم شه امروز "مـ" اومده دایرکتم بعد از کلی پرسیدن حال بابا و... ازم عذر خواهی کرد بخاطر گذشته ازم خواست حلالش کنم گفت هنوز دوستم داره و خوشحاله که رفتارم بازم شده مث همون اولا گفت تنها دختری هستم که رفتارم براش مهمه :/ هنگم خدا فک میکردم داره ازم متنفر میشه آخه تا کی قراره ادامه پیداکنه این قضیه؟ دوسش ندارم واقعا نمیدونم چرا ولی هرکاری میکنم هیچ حسی بهش پیدانمیکنم کاش عاشق یکی دیگه میشد و ازمن متنفر میشد کاش دیگه بهم فک نمیکرد قضیه پسر همسایمونَمـ ب مامانم گفتم گفت واقعا تو بهش هیچی نگفتی؟ باید یه جوری حرفشو به مسخره میگرفتی من اصلا از خانوادشون خوشم نمیاد اصلا

برچسب: نویسنده: هستی شاکری تاريخ: يکشنبه 29 مرداد 1396 ساعت: 22:09

امروز از اون روزاس که دلم میخواد فقط بنویسمـ فقط نمیدونم از چی:/خود درگیری مزمن گرفتم :/ یه چَن وقته دارم خودمو گول میزنمـ نمیخوام قبول کنم کِ شکست خوردَمـ البته حالا کِ بیشتر فِک میکنم شکست نخوردمـ هنوزم امید دارَم کِ میتونَم :) خدایا مِرسی هسی :) هَرچی فِک میکنم میبینَم دلیلی نداره نَتونَم :) توی این 21 سال هیچ وقت ناامید نشدمـ پَس بازم نمیشمـ پَس پیش به سوی موفقیــــــــــــــــت

برچسب: نویسنده: هستی شاکری تاريخ: يکشنبه 29 مرداد 1396 ساعت: 22:09

چِ تابستونی شدا:/

چقدر برنامه ریزی کردمـ قَبلش

هیچکدومـ از کارایی ک گفتم انجام نَدادم

فقط کارمـ شده اومدن اینجا

بَعد یه نگاه گذری به اینستا

بَعدمـ نگاه کردن فیلم

کلش همینجوری میگذره

باید یه برنامه بریزم با بچه ها اکیپی بریم بیرون :)

حوصلم پوکید توی خونه :/

برچسب: نویسنده: هستی شاکری تاريخ: يکشنبه 29 مرداد 1396 ساعت: 22:09

صفحه بندی